هميشه غم انگيزترين و سخت ترين لحظات رو کسي واست مي سازه

که زيبا ترين و شيرين ترين لحظات رو واست ساخته بود





یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غم دیده ی ما شاد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق

که بدین راه بشد یار و زما یاد نکرد











بیوگرافی شهریار فریوسفی ( نوازده چیره دست تار و سه تار )

شهریار فریوسفی به دلیل توانایی بالا در تکنیک نوازندگی، دشیفر بی نظیر و اخلاق بسیار نیکو، یکی از بهترین انتخابها برای آهنگسازان و نوازندگان بود. بارها از هنرمندان مختلف درباره همراهی های او در کنسرت و ضبط شنیده ام که چقدر بی حاشیه بودن و فروتنی او را ستایش میکردند.

شهریار فریوسفی، یکی از برجسته ترین دوره دیدگان هنرستان ملی بود، سونوریته و تنوع سبک او در نوازندگی، تنه به استادش هوشنگ ظریف میزد. از خصوصیات های مهم نوازندگی و تدریس هوشنگ ظریف، شناخت و اجرای سبک های شاخص تار نوازی است. هوشنگ ظریف و بسیاری از شاگردان او از جمله شهریار فر یوسفی، توانایی اجرای قطعات مختلف تار به همان اکولی را دارند که آهنگساز در آن فضا آهنگسازی کرده است. مثلا شهریار فریوسفی یا هوشنگ ظریف سبکهایی که بسیار دور از هم به نظر می آید همچون، شیوه نوازندگی علینقی وزیری و جلیل شهناز را به خوبی اجرا کرده اند. این خصوصیت فریوسفی، یکی دیگر از دلایل علاقه هنرمندان به همکاری با او بود.


به عقیده نگارنده،‌،‌ نوازندگی تار در واقع بعد از دعوت حسین دهلوی، از هوشنگ ظریف بود که به این استاندارد رسید و ما در این عصر شاهد نوازندگانی بودیم که هنوز یکه تاز همنوازی و تکنوازی در کنسرت و استودیو ها هستند. البته نباید فراموش کرد که دهلوی از استادان دیگری همچون علی اکبر خان شهنازی نیز در بخش تدریس تار هنرستان استفاده میکرد که ناگفته پیدا است که تاثیر این اسطوره تار نوازی در هنرستان ملی یکی از بزرگترین شانس های هنرجویان بوده است. 


با توجه به موارد گفته شده و نگاهی به فعالیت های هنری هنرآموختگان هنرستان ملی، واضح است که فریوسفی یکی از شاخص ترین دوره دیده های هنرستان و سیستم فکری آن بوده است.

آنکه خود را به امور کوچک سرگرم میکند چه بسا که توانای کاهای بزرگ را ندارد. 


شهریار فریوسفی نیز همچون بسیاری از هنرجویان هنرستان، از مکتب علی اکبر خان شهنازی استفاده کرد ولی این تعلیمات هوشنگ ظریف بود که نوازنده را از پایه روی خط سیری قانونمند و اصولی قرار میداد.

تقریبا محال است که نوازنده ای با دیدن تنها مکتب هنرمندی مثل استاد شهنازی بتواند به توانایی کسی مانند شهریار فر یوسفی برسد، زیرا غیر از اینکه اصولا شیوه تدریس این هنرمندان به صورت گوشی و غیر نتی بود، تدریس تار هم به صورت سنتی بود و حرکت در سیستمی علمی و مطابق اصول استاندارد آموزش موسیقی نبود، غیر از همه این موارد، استادان قدیم اکثرا فقط به سبک شخصی خود با هنرجویان کار می کردند و اینگونه نبوده که مثلا استادی مانند شهنازی، نواختن به سبک جلیل شهناز یا بیگجه خانی را هم تدریس کند (که البته این دو نوازنده بسیار مورد تایید و علاقه علی اکبرخان شهنازی بوده اند)

 

امروز اگر وارد یک فروشگاه آثار موسیقی شوید شاید 70 تا 80 درصد تار و سه تار نوازی های این آثار متعلق به فریوسفی باشد که البته این موضوع کمی هم باعث گلایه بعضی از اهالی موسیقی بوده که چرا فریوسفی در بعضی از آثاری که همطراز سطح هنری او نبوده اند نواخته است، دلیل این اتفاق حتما کارمند صدا و سیما بودن و البته فروتنی بیش از حد او بوده است.



فراوان بودن آثار ضبط شده از شهریار فریوسفی، نباید این گمان را بوجود آورد که آثار او بدون توجه به توانایی های تکنیکی، فقط از نظر کمی قابل اهمیت است، چراکه فریوسفی در دهه 60 که آثار بی نظیر موسیقی جمعی ایران تولید شده، فعالیت بسیار زیادی داشته است. سونوریته و تکنیک درخشان فریوسفی، زیبنده آثار گرانمایه هنرمندانی چون، مرتضی حنانه، همایون رحیمیان، کامبیز روشن روان، محمد شمس، کاظم داوودیان و ... بوده است که بدون شک با تداوم فرهنگ موسیقی ایران زمین، تداوم حیات خواند داشت.



 بشنوید "پیش درآمد اصفهان مرتضی نی داوود" را با تنظیم مرتضی حنانه و تار نوازی شهریار فریوسفی فراموش نمیکنم که در اولین دیدارم با ایشان، یاد آور شدم "هنوز با صدای تاری که از شما در همنوازی پیانو محمد شمس (در فیلم "خانه آقای حق دوست" به آهنگسازی محمد شمس) شنیده ام، کیفیت تارها را می سنجم!" 


تولید سونوریته خوب از ساز (مخصوصا سازهای تار و سه تار) رابطه مستقیم با شیوه نوازندگی، اکول دو دست، شکل مضراب و هماهنگی آن با ساز مورد استفاده دارد. متاسفانه نوازندگان نسل کنونی به خاطر بهره نبردن از شیوه های منطقی در آموزش این سازها، گاهی شناختی از این مقوله ندارند و اینجاست که نیاز به مدون کردن اکول نوازندگی احساس میشود. اشکالی که در نوازندگان دوره های قبلی که اکثرا شاگردان هوشنگ ظریف بوده اند دیده نمیشود. هنرمندانی که مخصوصا در استودیو با فریوسفی همکاری داشته اند، تایید میکنند که توانایی او در دشیفر تقریبا بی نظیر بوده است، حتی به شوخی گاهی میگفتند، "قطعه را از مدت اثر هم سریعتر مینوازد!" از این توانایی فریوسفی حتی میان نوازندگان ارکستر سمفونیک هم یاد میشود. 


در مراسم ختم استادم منصور سینکی، شهریار فریوسفی را دیدم که از شدت تاثر قادر به ایستادن نبود، مرگ زود هنگام دوستش منصور، آنقدر نا به هنگام و جانکاه بود که توان راست کردن قدش را نداشت. امروز درگذشت او دو سال بعد از فوت دوستش، غم بی حد و حصری را برای خانواده تار نوازی ایران و مخصوصا پدر این خانواده که همانا هوشنگ ظریف است بوجود آورده است.




شهریار فریوسفی و همسر هنرمندش، دو فرزند هنرمند نیز دارند که هر دو با وجود جوانی در میان نوازندگان موسیقی کلاسیک، شناخته شده هستند، پدرام و پانیذ فریوسفی، دو ویولونیست با ذوق که خوشبختانه از نظر هنر و اخلاق، شباهت های زیادی به پدر دارند.

هر چند عمر شهریار فریوسفی پنج دهه بود ولی بدون شک سونوریته و ادیت درخشان شهریار فریوسفی، همواره یاد او را با آثار بی شمار ضبط شده او زنده نگه خواهد داشت. آنرا که زندگیش، به عشق است، مرگ نیست هرگز گمان نبر که مر او را فنا بود .




پدرام فریوسفی در حال اجرای سولو ویولن در کنسرت ارکستر سمفونیک تهران




شهریار فریوسفی روز دوشنبه 15 تیر به علت سابقه قلبی و فشار ناشي آلودگي هوا در کرج در گذشت



شهريار فريوسفي كه صبح دوشنبه 15 تير، براي دفن يكي از بستگانش به كرج رفته بود، به دليل داشتن سابقه بيماري قلبي و فشار ناشي از آلودگي هوا در كرج جان باخت تا جامعه موسيقي يكي از فروتن‌ترين چهره‌هاي خود را از دست بدهد.

مسعود حبيبي، دف نواز نامي كه در منزل يار و دوست قديمي‌اش به تسلا دادن بازماندگان سرگرم بود،‌ ضمن اعلام خبر درگذشت فريوسفي به همشهري‌آنلاين گفت: پيكرايشان بعد از سكته قلبي در بيمارستان البرز كرج نگهداري مي‌شود و مراسم تشييع پيكر ايشان هم قرار است ساعت 9 صبح روز چهارشنبه،17 تير از خیابان ولیعصر درب مسجد بلال سازمان صدا و سیما در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شود.

به گزارش همشهري‌آنلاين فريوسفي متولد 1335 است و از شاگردان استاد زنده ياد علي اكبر شهنازي و استاد هوشنگ ظريف است و به اعتقاد بسياري از اهل موسيقي و به خصوص آهنگسازان موسيقي فيلم و انواع ديگر موسيقي، كمتر نوازنده تار و سه‌تاري وجود داشت كه بتواند با دقت و سرعت فريوسفي نت‌خواني كرده و همزمان ساز بنوازد .






نواک (پانیذ فریوسفی)










دو چشم بر راه در دارُم خدایا عزیزی در سفر دارُم، دارُم خدایا

همه میگن عزیزت کی می آیه به دل شوق دگر دارُم، دارُم خدایا

گل زردُم همه دردُم ز جفایت شکوه نکردُم
تو بیا تا دور تو گردُم

ای یار جان ای یار جانی

دوباره بر نمی گردد دیگر جوانی

بیا جانا که تا جانانه باشیم

یکی شمع و یکی جان، جان پروانه باشیم

یکی موسی شویم اندر مناجات

یکی جارو کش می، می ، میخانه باشیم

گل زردُم همه دردُم ز جفایت شکوه نکردُم







تو بیا تا دور تو گردُم

ای یار جان ای یار جانی

دوباره بر نمی گردد دیگر جوانی

از اینجا تا به بیرجند سه گُداره

گُداره اولی جان، جان، نقش و نگاره

گُداره دومی مخمل بپوشم

گُداره سومی جان، جان، دیداره یاره

گل زردُم همه دردُم ز جفایت شکوه نکردُم



تو بیا تا دور تو گردُم

ای یار جان ای یار جانی

دوباره بر نمی گردد دیگر جوانی




شعر غزالی شهریار


امشب از دولت می دفع ملالی كردیم

این هم از عُمر شبی بود كه حالی كردیم

ما كجا و شب میخانه خدایا چه عجب

كز گرفتاری ایام مجالی كردیم

تیر از غمزة ساقی، سپر از جام شراب

با كماندار فلك جنگ و جدالی كردیم






غم به روئین تنی جام می انداخت سپر 

غم مگو عربده با رستم زالی كردیم

باری از تلخی ایام به شور و مستی

شكوه با شاهد شیرین خط و خالی كردیم

نیمی از رخ بنمود و خمی از ابرویی

وسط ماه تماشای هلالی كردیم

روزة هجر شكستیم و هلال ابرویی

منظر افروز شب عید وصالی كردیم

بر گل عارض از آن زلف طلایی فامش

یاد پروانة زرین پر و بالی كردیم

مكتب عشق بماناد و سیه حجره غم

كه در او بود اگر كسب كمالی كردیم

چشم بودیم چومه شب همه شب تا چون صبح

سینه آئینة خورشید جمالی كردیم

عشق اگر عمر نه پیوست بزلف ساقی

غالب آنست كه خوابی و خیالی كردیم

شهریار غزلم خوانده غزالی وحشی

بد نشد با غزلی صید غزالی كردیم

***


غزال و غزل

شعر:شهریار

بو گئجه باده ایله دفع ملال ائیله میشم،

عؤمرون بیر گئجه سینده بئله حال ائیله میشم.

بیز هارا، تار هارا، یا رب، گئجه مئیخانه هارا؟

اونودوب دردی بو ایّامدا مجال ائیله میشم.

ساقی نین غمزه سی اوخ، مئی جامی اولموش سپریم،

فلكین جؤورو ایله جنگ و جدال ائیله میشم.

مئی دمیر تك ائله ییب جانیمی، غمله ووروشوم،

غم دئمه، دوشمنیمی روستم زال ائیله میشم.

آجی ایامی شیرین ائتمگه سرخوش دولانیب،

كؤنلومو ایندی اسیر خط و خال ائیله میش.

گؤرموشم من اوزونون یاری سینی، تك قاشینی،

ای اوزونده نئجه گؤر سئیر هلال ائیله میش.

گئتمیش هیجران اوروجو گؤرجك هلال قاشلارینی،

بایرام اولموش بو گؤروش عزم و وصال ائیله میشم.

گؤرموشم اوزده او زرّین تئلی پروانه كیمی،

یانمیشام اودلارا، ترك پروبال ائیله میشم.

عشق درسی منه اؤیرتسه ده هیجران غمینی،

عشقه دوشمكله بئله كسب كمال ائیله میشم.

یاتماییب صوبحه كیمی من گئجه گون اوزلو یارین،

سینه سی گوزگوم اولوب، سئیر جمال ائیله میشم.

ساقی نین زلفونه عشق باغلاماسا عؤمرو اگر،

من بئله درك ائله ییب، بؤیله خیال ائیله میشم.

شهریارا غزل ائتمیش منی جئیران، گؤزلیم،

گؤر غزل ایله نئجه صید غزال ائیله میشم




پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .